۱۳۹۰ خرداد ۲۸, شنبه

اداره ی کشور با استخاره، سرِ کتاب و جادو و جنبل




شنبه 28 خرداد 1390 مهر نیوز:

 طاهایی عنوان کرد:
حکم فرماندار ساری با "استخاره"‌ لغو شد
ساری - خبرگزاری مهر: استاندار مازندران با تایید لغو حکم علی بابایی کارنامی در مسند فرمانداری ساری گفت: دلیل اصلی لغو حکم فرماندار منصوب شده وزیر کشور استخاره بد بوده است.
وی با اشاره به اینکه گزینه نهایی و مورد تایید بنده و وزیر کشور برای تصدی مسئولیت فرمانداری ساری، شخص علی بابایی کارنامی بوده است، اظهار داشت: به واسطه اینکه از مدت زمان انتصاب حکم تا روز معارفه بر تصدی بابایی بر مسند فرمانداری ساری استخاره بد آمده، ترجیح دادیم با معرفی سرپرست فرمانداری به دنبال گزینه جدیدتری برای تصدی فرمانداری مرکز استان برآییم.

 * بار دیگر این خبر را که در نشریه وابسته ی مهر نیوز چاپ شده  بخوانید تا همانند من دود از کله ی مبارکتان به آسمان برود و به ژرفای فاجعه ای که بر سرزمینِ ما می رود پی ببرید! درست دیدید و شنیدید: 
استاندار مازندران با اسنخاره، گزیته ای که بگفته ی خود ِ حضرتش مورد تاییدِ ایشان و وزیر کشور دولت فخیمه بوده است رد کره و با «بدآمدن اسخاره» عطای ایشان را به لقایش بخشیده است! جل الخالق! 

یاد زنده یاد پرویز احساتی افتادم و لطیفه ای که برایم تعریف کرد. بد نیست که شما هم آن را بشنوید:
- دوستی بدیدنم آمد و گفت خداوند دو روز پیش پسری بمن عطا کرده و از این بابت بسیار خوشحالم. گفتم قدمش مبارک و ضمنِ اینکه برایش آرزوی توفیق می کردم، پرسیدم : نامش را چه گذاشتی؟ گفت یوسف. و افزود از قرآن استخاره گرفتم و سوره ی یوسف آمد و منهم این نام  مبارک را برایش برگزیدم. 
گفتم: پسرت واقعن آدم خوش شانسی است. مرد نا حسابی اگر سوره ی بقره می آمد حال نام آن کودکِ بیچاره گاو بود!

بیچاره مردم ما که بقول هادی خرسندی با شاخِ گاو و فهمِ خر طرف شده است. 
در این وانفسای بلاهت هر روز و هر ساعت می توانی براحتی از اینگونه فرمایشات بگوش جان بشنوی و به گریه خندی تاسف برانگیز بیفتی،. خنده بر بلاهت اینان و گریه بر فلاکتِ ما! 
این یکی در قرنِ بیست و یکم نعل اسب و میخ طویله و بیل و کلنگ  را برای جبران کمبود ترکیبات آهنِ بدن به خانم های باردار تجویز می کند و این دیگری فتوا می دهد که جین همان جن است و شلوار جین شلوار اجنه! و کفش پاشنه بلند مصاق سمِ ابلیس!
 سر دسته ی قوم با غرش یا علی بر لبان بر خشت می افتد و مشائی اش هم در جلسه ی هیات دولت بشقابی پر از میوه و لیوانی پر از شربت آلبالوی خنک برای امام زمان می گذارد که حی و حاضر بقول رئیس جمهور مکتبی- هسته ای، دارد جهان را مدیریت می کند تا لابد سربازانش  با خیالِ راحت از دیوار باغِ مردم بالا روند و پس از بستنِ مردان به همسرانشان تجاوز کنند!


در رابطه با فرمایشات ایشان گویا در ادبیات صدر اسلام شعری هم وجود داشته که همین مضمون را بیان می کرده است. این شعر بیشتر در میان زنان صدر اسلام  رایج بوده و گویا بصورت دسته جمعی خوانده می شده است.
احتمال این که مضامین نابِ حاج اقا از همین منبع سرقت شده باشد زیاد است!
بهر روی ، ما از بیان  اصل عربیِ شعر خوداری می کنیم و بجای آن ترجمعه فارسی آن را که بوسیله همکارِ باذوقمان «خروس» بصورتِ دوبیتی بیان شده است بنظرِ مبارکتان می رسانیم:

مگو نعل و بگو داروی دردم
بیا کفگیر تا دورت بگردم
خداوندا رسان یک تیشه تا من

بدیگ اندازم و دورش بگردم!


همکار دیگرمان «خرمگس» نیز کلیشه ی عکسی با مضمونِ صیغه برایمان ارسال داشته بهمراهِ یک رباعی زیبا!
 ما عکس و رباعی را در اینجا می آوریم، اما، صحت وسقم مصمونِ عکس را بر عهده مهر نیوز که سایتی وابسته ی حکومت است می دانیم! این رباعی نیز که در اصل بعربی بوده در میان زنان صدر اسلام پرطرفدار و معروف بوده است. 




هان! نعل مگو! آهنِ نابِ من و توست
میخ طویله خود سیخِ کبابِ من و توست
گر صیغه جگر جلا دهد، نیز بدان ،
کفگیر خوری راهِ ثوابِ من و توست



این هم متنِ ایمیلی است که احتمالن از سوی یکی از ذوب شدگانِ در ولایت برای دوغ و دوشاب ارسال شده است:


فتنه احمدی‌نژاد. سلام، الان تازه متوجه شدم چرا در سالروز وفات امام خمینی ، حضرت امام خامنه‌ای فرمودند که خود امام خمینی بارها فرمودند اشتباه کردند و منظور ایشان از این حرف چه بود . با رفتار اخیر رئیس جمهور بالاخره روشن شده است که احمدی‌نژاد با دادن نتایج آرا دروغی انتخابات به امام خامنه‌ای، باعث شدند که حضرت امام خامنه‌ای در ملا عام اعلام کنند که حمایت از احمدی‌نژاد بعد از انتخابات، اشتباه بوده است. فتنه اصلی‌ زیر سر احمدی نژاد و خائنین امثال خودش بوده و هست.ای کاش دسته احمدی‌نژاد هم سر به خیابان بگذارند شخصاً ترتیب ایشان را هم از پشت بام خواهم داد. سرباز ولایت من هستم نه آن مشائی دزد

شمپانزه بر روی یخ


video

برگردان

Loading...

دوست و یا دشمن گرامی!

سپاس از آمدنت. چنانچه مایل باشی، خوشحال خواهم شد که باز هم بدیدارم بیایی. نشانی ام را در پیِ این نوشته خواهم نوشت تا در صورت تمایل در جای مناسبی نوشته و بخاطر بسپاری:
dughodushab.blogspot.com